۵ دی

چگونه هوش‌جمعی می تواند دنیا را تغییر دهد؟!

بکارگیری دانش جمعی در حل مسایل و مشکلات کسب‌ و کارهای کوچک و بزرگ از چالش های اصلی هر جامعه ای در مسیر توسعه است. بدون شک قبل از هدف گذاری این اقدام بزرگ، باید بتوان با مفهوم این نوع تفکر و دستاوردها و چالش های آن آشنا شد تا کاراتر بر ساختارها، مهارت ها، ابزارهای لازم برای اجرای این استراتژی تمرکز کرد.

امیدواریم که این فرصت در رویداد دورخیز که به همین هدف برپا شده است ایجاد شود. ما بر این باوریم که افزایش دسترسی و استفاده از داده ها، راه های جدید برای استفاده از ظرفیت، هوش و تخصص افراد در روند حل مسئله همراه با پیشرفت های جدید در فناوری و علم می تواند توسعه جامعه مان را تضمین کند و به آن شتابی مثبت ببخشد. در این مقاله از وبلاگ شتابدهنده تک مروری بر یکی از کتاب های شاخص جِف مولگان با عنوان ذهن بزرگ خواهیم داشت که به ما در مسیر فهم روشن تر و هرچه بهتر پیاده کردن این رویداد بزرگ کمک کند.

مولگان موسس  اتاق فکر Demos  ، مدیر بخش استراتژی دولت انگلیس و رئیس سیاست دوران نخست وزیری تونی بلر بود. او امروز رهبری موسسه نوآوری  نستا در لندن را به عهده دارد و مدیر اجرایی بنیاد ملی علوم، فناوری و هنر بریتانیا و محقق مرکز نوآوری دموکراتیک Ash Center دانشگاه هاروارد است. او در کتاب شاخص خود تحت عنوان ذهن بزرگ به تشویق ظهور هوش جمعی  می پردازد. ادعای اصلی او این است که “هر فرد، سازمان یا گروه می تواند موفقیت بیشتری داشته باشد، اگر آن را به قدرت ذهن و توانایی افراد و ماشین های دیگر متصل کند”.

مولگان هر دو سوی مثبت و منفی این استراتژی را بررسی می کند. یکپارچه کردن افراد هنگامی که به جمع آوری مقادیر زیاد اطلاعات توزیع شده سرعت می بخشد، اثری ملموس و اثربخش دارد به عنوان مثال، فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد که در قرن نوزدهم با همکاری هزاران داوطلب که کلمات و اصطلاحات خود را به سردبیران خود ارسال کردند متولد شد. امروزه در عصر اینترنت، موفقیت جمع آوری داده ها به دلیل استفاده از رویکرد جمع سپاری منفجر شده است.

با این حال، چنین ابتکاراتی در مقیاس بزرگ، لزوما به ما در تصمیم گیری های مهمی مانند تصویب قانون یا سیاست، سازماندهی موسسات و تصمیم گیری بین دو انتخاب پیچیده و متضاد و یا حتی خلق ایده های اثربخش استارتاپی در راستای حل مسائل و مشکلات اساسی کسب و کارها و در نهایت جامعه کمک نمی کند. بدون شک علیرغم ایجاد این نوع بستر یکپارچگی فوق العاده ، ما ضرورتا دقیقتر، سالمتر و هوشمندتر نمی شویم. برای جلوگیری از گمراه شدن شبکه، باید بر ساختارها، قوانین، مهارت ها، ابزارها و استانداردها تمرکز کنیم و همانطور که مولگان می نویسد، تا گروه های متضاد و تقلبی به چیزی نزدیک به یک هوش جمعی تبدیل شود.

مولگان در راستای بهبود استفاده از اطلاعات جمعی به تاثیر مثبت شکسته شدن مسایل در برگزاری جلسات کوچکتر تاکید دارد که در آن سازمان‌ها و افراد درگیر بتوانند یک درک مشترکی از اهداف خود از طریق برنامه های روشن تر، تخصیص وظایف تعریف شده، اهداف مشخص و استفاده بهتر از فضا و ابزارها داشته باشند.

بطور خلاصه هوش جمعی یک تفکر نوین است که نشان میدهد چگونه با تمرکز و تحقیق روی داده ها، سیستم‌عامل‌های وب و هوش مصنوعی می تواند به ما برای بقا و رشدی پرشتاب کمک کند.

 

منبعbig mind


وحید فخر
مدیر برنامه شتابدهی شتابدهنده تک


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *